ذهنِ طرار:
در اندرون به ذهن گفتم خاموش ،
در خود ذخیره داشت فرمود
جواب ابلهان خاموشیت
ندانستم با من است یا باخود
هر دو خاموش مانده ایم
در خاموشیم نور از استاد ميطلبم
استادبرون یا درون
هر کدام میسورتان است کرامت فرمایید
در تاریکی نمانم
سپاس
وعلمناه من لدنا علما
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
من تمام دردم و درمان کن این بیچاره را
پاک کن این ریشه پیچیده ی صد پاره را
من تمام درد انسانیتم یارب به درمانگاه تو
از درون و از برون درمان کن این بیچاره را
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
مریم,تو فرشته ای و بالی داری
قربان مرامت که چه حالی داری
با قلب خودت مرا انرژی دادی
قربان مسیح تو ،جلالی داری
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
خبر تازه چه داری
چه خبر ها داری
باز گو کن که بدانم ،
دل ما دست آری
خبر کهنه ای دارم،
که همیشه تازه ست
آی.... مردم دارد او می آید ،
مهدی و ........ دلداری
شبتان رفته سحر آمده است
باغ امید ثمر آمده است
یار گوید ز سفر آمده است
شاد باشیم که......... از یار خبر آمده است
دست در دست مسیح
دارد... او ....میاید
بشویم آماده بشویم آماده
اللهم عجل لولیک الفرج
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
زراه لطف ببخشا مرا
تو یاور و یارم
سپاسمندم و متشکرم
وَ دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
دوستی با تو فقط زیبا و بس
ای خداوندا تو هستی دادرس
شکر تو زیباترین حال منست
صد هزاران شکر تو در هر نفس
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
از چه دلم فردائى است فردا كه،امروز است مرا
فردا كه فرد از ما بُوَد مانند دیروز است مرا
دیروز وفردا دور بادهمیشه امروز است
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
ز راه لطف ببخشا, فقط تورا دارم
سپاس گویم ومُتْشَكِرَم ، زجان و، هم از دل
به آشكار و به پنهان که دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
تا بیابی خویش را خوش بال و پر
بهر پروازت همه آماده و دلدادگی
آسمان را زیرِپا کن پای کوبان سربه سر
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
چون گرانسنگم گران ارزانی است
گر ,گرانی, نزد من بی قیمتی
ور که ارزانی همین, ارزانی است
استقامت می کنم با کم خریدن جانِ دل
من گرانتر از گرانم پس گران ارزانی است
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی
از آسمان به زمین یک نگاه کردم و دیدم
که در بساط زمین غرق فکر و شور و امیدم
چو از زمین به عالم بالاعروج کردم و دیدم
خدا و حالت عرشش پرانه پر چیدم
کنون به نزد خدایم فراز و گاه به فرودم
مشاهده گر گشته ام به گفت و,شنودم
گهی تبسم وگه ذکر و فکرت زیبا
چه داد و گفت و عطا کرد وداد نویدم
تو بنده ی ما شو که بندگان بنوازیم
من عهد کرده ام که بنده ی اویم کلام اوبِشِنیدم
برچسب:
نویسنده: آرمان نوروزی